ما میرویم یزد

دلقکدوستای خوب سلام حال شما احوال شما

امیدوارم که مامانای گل به همراه کوچولوهای خوب و گلشون روزهای خوبی رو بگذرونن اما سارا خانمی ..لبخند

اگه یادتون باشه داستان یه عروسکی رو گفتم که براش خریدم و پرتش کرد وسط خیابون ناراحتاما حالا خدا رو شکر بعد از چند وقت علاقمند بهش شده و هر جا که میره باید این عروسک رو به همراه عروسک دیگه ای که خیلی دوستش داره و اسمش بهاره همراه خودش ببره ..قلب.اما  برنامه هر روز صبح ما

سارا خانوم رو با صدای دلنشینی از خواب بیدار میکنیم ماچایشون قبل از اینکه چشمهاشون رو باز کنند با فریاد طلب شیر میکنند کلافهو با همون چشمهای بسته کورسو کنان شیشه رو میگیره و شیر میخوره بعد می ایسته و میگه الام(سلام ) مامانی . بابا جون و دوباره فریاد که بالا بالا ( یعنی از تخت منو بیارین پایین) قهقههبعد از انجام عملیات تعویض لباس و ... سارا خانوم جلوی اینه می ایستند تا ارایش کنند دلقک  ( همون که میترسیدم سرم اوومد )خوشبختانه یا متاسفانه من خیلی اهل ارایش نیستم و فقط یه کرم ضد افتاب میزنم اما سارا باید با من کرم بزنه رژلب و در صورت امکان چشمهاش رو بکشه .... مژهحالا فکرش رو بکنید بعد هم یه گوشی موبایل اسباب بازی داره میندازه گردنش و عروسکش رو میگیره که حالا بریم ...

یکی از همین روزها وقتی رفتنم مهد دنبالش به محض رسیدن به کلاسشون مربیش سریع توضیح داد که امروز سر عروسک سارا دعوا شده و یکی از پسرها گازش گرفته شیطانمنم گفتم حالا اشکال نداره یه موقعی هم دختر من ممکنه بقیه رو گاز بگیره بچه هستند متوجه نمیشنچشمک اما مربیشون گفت که آخه سارا از صبح برای هرکسی که از بغل کلاس ما ردشده توضیح داده دستش رو نشون داده گفته آلاز_ آراز –دوستش _ گاز مو درد و خلاصه به همه فهمونده اونا هم گفتن قبل اینکه خودش چیزی بگه  نیشخندبه من بگن که مثلا هول نکنم و سارا این جریان رو تلفنی برای هر دو تا پدربزرگ و مادربزرگ تعریف کرد.

سارا دیگه خیلی از جمله ها رو خوب میگه و کلمه ها رو به هم وصل میکنه ... مثلا عمو به به بوخوسه ( بخوره ) خوابحمام رفتنش هم خیلی بهتر شده البته باید عروسکهای قابل شستشو حتما در حمام شسته شه بعد سارا خانوم رو بشوریم اوهاما بازهم شکر...

شب بیست و یکم هم خونه مامان اینا بودم قرار بود سارا رو با خودم ببرم احیا که بابام اصرارکرد که نگهش میداره بغلو منهم خواهش که نه اذیت میشین گریه میکنه و در نهایت با این جمله بابا که من یه مهدکودک نمیشم که دخترت رو نگهدارم ... خجالتاینطور شد که جای شما خالی همه رفتیم احیا و این نوه و پدربزرگ با هم تنها بودند.

واکسن آنفلوانزا سارا رو هم با هزار ترفند بردم دکتر و سعی کردم قبل از اومدن دکتر فرهنگ سازی کنم که برای اینکه قوی بشی دکتر میخواد امپول بزنه  از خود راضیو وقتی واکسن زد با یه حرصی دکتر رو نگاه میکرد دستش رو همش دور گردنم حلقه میکرد و مرتب منو میبوسید . ماچ

همیشه هم که از مهد میگیرمش تا سر کوچه همین کار رو میکنه و پشت هم یه 50 باری منو میبوسه ...

هرموقعی که ناز و ادای سارا رو میبینم و یه جورهایی عشق میکنم اول خدا رو شکر میکنم و بعد هم دعا میکنم که خدا این نعمت رو به همه بده .قلب

عید فطرتتون پیشاپیش مبارک .

ما چند روزی میریم یزد امری باشه در خدمتیم.هورا

راستی تی تی خانمی نمیدونم کجایی اما دلم برات تنگیده حتما صلاح دیدی که ننویسی اما اگه تونستی یه خبر از خودت بده.ماچ

سارا با کیک سالگرد ازدواج مامان و بابا

 

 

/ 20 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادونفر

یزد خوش بگذره...دلم خیلی تنگ شده....[لبخند][گل]

الهام مامان غزل

سلام مامان ونوشه . ماشاله چه خانومی شده این دختر خوشگله . قربون اون حرف زدنش . [قلب][ماچ] یزد خوش بگذره . جای ما رو هم خالی کنین .

مامانیه غزل

وای ونوشه جون دستت درد نکنه. دلمون باز شد بالاخره از این دختر گلت عکس گذاشتی. دلمون براش تنگ شده بود.[ماچ]

پویان و مامان

ای جون چه خوشگل خانمی شده برای خودش. چه چادر بهش میاد هزار ماشاالله.

مامان آئین

چقدر بزرگ شده ماشالله خیلی قیافش عوض شده یهویی ... نه ؟!؟!؟ به نظر من خیلی عوض شده براش اسفند دود کن .. می گم قرتی خانم رو هزار تا ببوس

فاطمه مامان زهرا

سلام ونوشه جان باز هم سالگرد ازدواجتون را تبریک میگم چه عکسهای بامزه ای با چادر گرفته این خانوم ناز کوچولو ببوسش از طرف من مسافرت و یزد خوش بگذره راستی ما مسافرت میخواهیم بریم یزد جای تفریحی داره یا نه یه راهنمایی بکن ممنون میشم ما آپیم منتظریم[ماچ][بغل][گل][خداحافظ]

maneli

bia up kon dige az yazd begoo baramoon khanoomi baram ye doaye asasi bekon, ye emtehane sakht daram[گریه]

مرتضی

سلام دوست عزیز وب خوبی دارید....تبریک میگم[گل] امید وارم همیشه موفق باشید من تازه آپ کردم...یه سری بزنید[قلب] اگه دوست داشتید من رو با نام(عکس طنز/کاریکاتور/طنز/جک وsms(طنز ارسنجان))لینک کنید بعد خبرم کنید تا من هم شما رو لینک کنم

پارمیدا

مگه از يزد برنگشتين؟[چشمک] يه گزارشي؟ يه شرح حالي؟؟؟؟ [شیطان] راستي ونوشه جون تو سارا رو بردي يه جاي ديگه؟[سوال] كه من نمي بينمتون؟؟[لبخند]

آریسان

سلام دختر نازی داری به ما هم یه سری بزن خوشحال می شیم[چشمک]