تولدت مبارک دخترم

دخترکم سارای عزیزم .. این چند خط رو از نوشته های بابا لنگ دراز دیدم .. فکر کردم تو سالروز تولدت خوندنش خالی از لطف نباشه ...
 
 
دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ...
جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.
جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
 

پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد قلبباید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.

 

تولدت مبارک

/ 1 نظر / 47 بازدید